X
تبلیغات
رایتل
تریش پاره ای بلند و کم عرض است که از پارچه، پوست یا امثال آنها جدا کنند
چهارشنبه 24 فروردین‌ماه سال 1390

استاد کاکایی در یکی از پُستهای وبلاگش مطلبی رو نگاشته بود به این مضمون: 

 

حافظ گفت : ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود سهم برابر... شوق متوازن معشوقی و عاشقی... میل هر دو در ما هست ..هم عجب معشوقی داریم هم نیاز عاشقی از این همه دلتنگی به عشق پناه ببریم تا بعد .. "آوار عشق"   قلب عاشق و معشوق را به یک اندازه ویران می کند..

  

من آهنگ توام حالا

تو آواز منی کم کم

به یک اندازه خوشبختیم

به یک اندازه ، مثل هم  

  

به یک اندازه قلب ما

تو این آوار ویرونه

غرور هردومون حتی

به یک اندازه پنهونه

 

شخصی برای اون کامنت گذاشته بود که : 

 

 چه مزخرفاتی!
عشق دیگر چیست؟!
فقط آدمهای حقیرند که عاشق می شوند!
انسانهای بزرگ هیچگاه اسیر نمی شوند!


 استاد در پاسخ این کامنت نگاشته اند که: 


پاسخ
روزی واعظی در اوج سخنوری بود در باب عشق کسی گفت: خر گم کردم. بپرسید حاضران دانند؟ واعظ گفت: بتمرگ و ادامه داد ....لختی بعدکسی دیگر گفت: آدمهای حقیر عاشق شوند. واعظ گفت: خر که گم کرده بود بیا که یافتیم ... 

  

 

لینک وبلاگ استاد کاکایی: http://jabbarkakaei.blogfa.com/post-187.aspx